بررسی نقش تاثیرگذار تئاتر در زمانه بحران در گفتو گو با محمدحسین ناصربخت

تئاتر، نخستین قربانی هر بحران

۱۳ مرداد ۱۴۰۴ | ۱۱:۴۶ کد : ۷۱۲۲ در دانشکده چه می‌گذرد؟
تعداد بازدید:۱۶۵
به موقعیت وموضوع جنگ درادبیات نمایشی ونمایش بسیارپرداخته شده، زیرا جنگ موقعیتی حساس و دراماتیک است که انسان‌ها رادرشرایط انتخاب‌های گوناگون وحیاتی قرارمی‌دهد؛ اماهیچ نمایشنامه ونمایش جاودان و مهمی را نمی‌یابیدکه جنگ‌طلبانه باشد. شرط نخست داشتن جامعهای انسانی که در آن نیازی به خشونت و جنگ نباشد توجه به هنر نمایش است.

 گفتگوی دکتر محمد حسین ناصربخت عضو هیات علمی دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر ایران با روزنامه ی هفت صبح

با هر رویداد کوچک و بزرگی که در گوشــه و کنار کشور رخ می دهد، نخستین حوزه ای که در دســتور تعطیلی مســئولان قرار می گیرد، تئاتر است. این هنر در سالهای اخیر که دیگر می توان آن را یک دهه پرفراز و نشیب نامید، بیش از هنر دیگر، در تندباد تصمیم های خلق الساعه دچار فرسودگی و بی مهری شد؛ از دوران سخت همه گیری کرونا گرفته تــا تحریم تحقیرآمیز هنرمندان! که نه تنها بخشی از مخاطبان، بلکه برخی از بازیگران و چهره های هنری نیز به نشانه اعتراض، تئاتر ایران را تحریم کردند؛ تحریمی که بیش از هر چیز، پیکره هنر نمایش را نشانه رفت و سالن های تئاتر را به صحنه ای از تحقیر و تنهایی بدل ساخت.

اما در میان این مضحکه تلخ، تماشاگران وفادار و هنرمندان دغدغه مند، با سکوت و مقاومت، به این تحقیر پاسخ دادند. تعطیلی تئاتر، خواست دشمن است به خاطر داریم که در روزهای ســخت و سرد تحریم هنر، چگونه شــیفتگان تئاتر، صحنه را با دســتانی خالی بی هیچ حمایت دولتی زنده نگه داشــتند؛ از اجرای نمایش در سالن های بی تماشاگر گرفته تا پرداخت هزینه ها از جیب خود. آن هم نه برای اثبات ادعا، بلکه تنها به این دلیل که صحنه، پناهگاه نخست و آخرشان بود و جدایی از آن نمی دانستند!

همان روزهایی که در اوج قهر تماشاگر و قحطی بازیگر، گالب آدینه با اجرای نمایشی از بهرام بیضایی، پس از سال ها کناره گیری، به صحنه بازگشــت تا به یادمان بیاورد که تعطیلی تئاتر، خواست دشمنان است و ایستادن در برابر این هجوم، وظیفه ای ناگزیر. تئاتر با چنین فرزندانی، در خط مقدم ایستاد. زیر ضربه های ســهمگین بی مهری مسئولان، بی تفاوتی مردم و زخم زبان برخی از هم قطارانش، سنگرش را خالی نکرد و راهش را چون جوی آبی روان، از دلِ سنگِ زمانه عبور داد. مثل همیشه؛ اول از همه تئاتر و اما باز، در دل شبی که با صدای شش انفجار مهیب خواب ایران شکست و ناقوس جنگ به صدا درآمد؛ نخستین تصمیم، تعطیلی سالن های تئاتر بود. گروه هایی که ماه ها برای اجرای نمایش تلاش کرده بودند، بدون هیچ چشم داشت مالی، ناچار به ترک صحنه شــدند و تئاتر بار دیگر، بی پناه و خاموش، قربانی تصمیمات شد.

حال و هنوز پرسش اینجاست چرا تئاتر، که هنر درمانگر و گفت وگوی بی واسطه با مخاطب است، باید در این بزنگاه های تاریخی کنار گذاشته شود؟ در حالی که در سراسر جهان، در بزنگاه های جنگ، انقلاب و بحران، هنرمندان بزرگی از دل همین ناگواری ها برخاســته اند. با همین دغدغه ها و پرسشها، به سراغ یکی از نام آشناترین استادان تئاتر ایــران، دکتر محمدحســین ناصربخت،(نویسنده، کارگردان، مدرس و پژوهشگر تئاتر) رفتیم. چهره ای صبور، دانشــنامه وار و همراه همیشگی دانشجویان. او که سالهاست به جای قضاوت، گوش سپردن و پاسخ دادن را برگزیده، این بار نیز با گشاده رویی، به پرسشهای ذهنی شاگرد پیشین خود پاسخ داد. تئاتر، ستایشگر رنج نیست؛ پالایشگر روح است وقتی به اتفاقهایی که در سالهای اخیر برای تئاتر ایــران رخ داده فکر میکنیم، بیش از هر چیز بی مهریها و تعطیلی های مکرر، کــه تئاتر را نه به عنوان یک هنر مستقل، بلکه به عنوان ابزاری سیاسی میبیند، یادآور میشود.

با این پیش زمینه، به نظر شــما تئاتر چگونه میتواند مخاطــب را با رنج و واقعیتهای انسانی درگیر کند، بدون آنکه به ابزاری برای تبلیغ ایدئولوژی یا پروپاگاندا تبدیل شود؟

تئاتر از رنج های بشری سخن می گوید اما نه برای رنجور ساختن مخاطب، بلکه برای تزکیه و پالایش او از طریق تجربه ای هنری که صحنه برایش فراهم می آورد. به موقعیــت و موضوع جنگ در ادبیات نمایشی و نمایش بسیار پرداخته شده، زیرا جنگ موقعیتی حساس و دراماتیک است که انسانها را در شرایط انتخابهای گوناگون و حیاتی قرار میدهد؛ اما هیچ نمایشنامه و نمایش جاودان و مهمی را نمی یابید که جنگ طلبانه باشــد. بلکه این آثار با توجه به این شرایط بحرانی، مضامینی ماندگار و همیشگی چون افتخار، دفاع از سرزمین، نفرت از ویرانی و فاجعه را مطــرح می کنند که تقابل هایی چون شــجاعت - ترس، گذشــت - قساوت، ایثار - منفعت طلبی، عشق - وظیفه و... را رواج می دهند.نمایشنامه ماندگار جنگ طلب نیست با ایــن اوصاف، تئاتــر چگونه میتواند بیانیهای انســانی علیه جنگ و خشونت باشد؟ این آثار که شــرحش رفت، به نقاط قوت و ضعف بشر می پردازند. نقاطی که در شرایط بحرانی، بروز و ظهوری عینی می یابند. آثار جنگ طلبانه اما برخاسته از افکار افراطی، فاشیستی یا آنارشیستی اند. آثاری که با نگاهی تبلیغاتی، جنگ را عاملی مثبت و مطلوب جلوه میدهنــد. البته تعداد چنین نمایشنامه هایی در ادبیات نمایشــی بسیار اندک اســت و معمولا پس از مصرف مقطعی خــود، در داوری نهایی تاریــخ، محکوم و به فراموشی سپرده می شوند. زیرا جنگ، حیات و حاصل تلاش انسانها را به خطر می افکند؛ بنابراین جایی برای ســتایش از آن در تئاتر وجود ندارد. تئاتر، معبــد و آئین ارج نهادن به انسان و انسانیت است. از اپیک تا مستند: فرم، وقتی کارمیکند که در خدمت معنا باشد.

کدام یک از فرمهای تئاتری از جمله اپیک، ابــزورد، نمایــش خیابانی یا پرفورمنس، توانسته اند واقعیت جنگ و رنج انســانی را به شــیوهای موثر بازنمایی کنند؟

در ابتدا لازم است بدانید که این اصطالحات در یک زیرمجموعه قرار نمی گیرنــد. تئاتر اپیک و ابزورد، اصطلاحاتی هســتند که در قرن بیستم برای تجربیات برخی هنرمنــدان اروپایی به کار رفته اند. هر چند برداشت و تعریف برتولت برشت از واژه اپیک، حماسی، داستانی، روایی است، که وی آن را برای تبیین تئاتر خود در تقابل با مفهوم دراماتیک ارسطویی برگزید. این واژه با روش حاکم بر بســیاری از پدیده های نمایشی آسیایی (مبتنی بر متون روایی و در پیوند با سنت روایتگری) قابل انطباق است و اتفاقا برخی از آنها در شیوه پیشنهادی برشت موثر بوده اند. نمایش خیابانی نیز نحلهای از تئاتر است که وجه مشخصه آن اجرا در خیابان و فضای عمومی است و رویکردهای متفاوتی از نمایش های طراحی شده برای این فضا و تماشاگر گذری را شامل می شود. همچنین اصطالح پرفورمنس گسترهای وسیع و پدیده هــای متنوعی از نمایشــگری با تلفیق رســانه های گوناگون را در برمی گیرد. بنابراین، در کاربرد این اصطلاحات باید دقت کرد. ضمن اینکه باید گفت، پرداختن به موضوع جنگ تقریبا در تمامی این سبکها، نحله ها و قالبها سابقه ای تاثیرگذار دارد؛ اما از آنجایی که هر فرم و شکلی نشأت گرفته از اندیشه و نگرشی در انتخاب و به کارگیری هر یک از این شیوه هاست برای طرح موضوع جنگ باید دقت کرد تا نتیجه نهایی مطابق با قصد هنرمند باشد و نه متناقض یا مخالف آن.

ذات تئاتر، تحلیل دقیق شــرایط در هماهنگی فرم و محتوا از نمایشنامه های ضد جنگ برتولت برشت تا آثار معاصر و نمایش های زنده اجرا شده توسط گروه هایی در مناطق جنگی برای پناهجویان ســوری، چه درس هایی میتوان برای تئاتر ایران در شرایط حاضر گرفت؟

تئاتر یکی از کارآمدترین رسانه های هنری است که میتواند بــا ارائه تحلیلی دقیق از شــرایط، افشــای حقیقت، تهییــج و روحیه بخشــی به مخاطب و همچنین ایجاد فضایی آرامش بخش و امیدوارکننده، او را به تعامل وادارد. با این حال، باید به یاد داشــت که یک نمایــش تنها زمانی تاثیرگذار است که فرم و محتوای مناسب و هماهنگی را با هم داشته باشد. برای مثال، نمایش «آتش سوزیهای وجدی معود»که اجراهای موفقــی از آن به روی صحنه رفته و حتی فیلمی بر اساس آن ساخته شده و ترجمه بسیار خوب آن توسط دکتر محمدرضا خاکی به فارسی در دسترس اســت، در قالب پرداختن به یک فاجعه خانوادگی، به منازعات داخلی لبنان می پردازد. این اثر با انتخاب قالبی مستندگونه و تلفیق آن با ساختاری معمایی، تماشاگر را به عمق فاجعه می برد و ضمن برانگیختن تفکر، عواطف او را نیز تحت تاثیر قرار می دهد.

نقش و سابقه جنگ در تئاتر آیا در تاریخ تئاتر جهان نمونه هایی از آثاری وجود دارد که در بستر جنگ خلق شده و توانســته اند به عنوان جریان سازان فرهنگی مهم و تاثیرگذار مطرح شوند؟

بله، آثار موفق و ماندگاری از هنرمندانی چون آخیلوس، ســوفوکلس، اوریپید، آریستوفان، شکسپیر، برتولت برشــت، فرناندو آرابال، ژان آنوی، ژان ژیرودو، ژانپل ســارتر، آرتور میلر، پیتر وایس، آرمان گاتی و بسیاری دیگر که به موضوع جنگ پرداخته اند و هنوز نیز بر صحنه می روند، گواهی بر این تاثیر هستند. در ایران نیز، با توجه به تاریخ پر فراز و نشیب این سرزمین و حماسه های بزرگ ادبیات فارسی، موضوع جنگ به ادبیات نمایشــی راه یافته است. از گریگور یقیکیان و سعید نفیسی گرفته تا نویسندگان معاصری چون علیرضا نادری، حمیدرضا آذرنگ و دیگران، به جنگ و شرایط جنگی پرداخته اند. علاوه بر این، با توجه به جنگ هشت ساله ایران و عراق که به دفاع مقدس شناخته می شود، ژانر و جشنواره های ویژهای برای آن برگزار شده است. در این ژانر آثار موفقی مانند «پچپچه های پشت خط نبرد» اثر علیرضا نادری نیز خلق شده اند.

ظرفیت تئاتر در دوران بی حسی رسانه ای در زمانی که بمباران رسانه ای مردم را نسبت به تقبیح خشونت بی احساس کرده اســت، آیا تئاتر میتواند آن تماس انســانی فراموش شــده را بازسازی کند؟

بدون شک این وظیفه تنها بر دوش تئاتر نیست، اما این رسانه هنری به واسطه تماس چهره به چهره بین اجراگران و تماشاگران و همچنین ذات خشــونت پرهیز آن که لازمه زندگی اجتماعی اســت، از ظرفیتی بالقوه در حوزه تعامــل و ایجاد همدلی برخوردار است و به همین سبب باید مورد توجه ویژه قرار گیرد. تئاتر یاد می دهد چگونه حرف بزنیــم، چگونه گوش بدهیم، چگونه انسان باشیم تئاتر را باید از کودکی شناخت، تعلیم داد.آموزش و پــرورش در این حوزه نقش تعیین کننــده ای ایفا می کند. بایــد امکان تجربــه تئاتر بــرای همه مردم ســرزمین مان فراهم شــود، زیرا این هنر بــه ما می آمــوزد چگونه رفتار کنیم، چگونه ســخن بگوییم و چگونه مراوده کنیم. فرصتی عادلانه ای برای سخن گفتن همه و نوبت گرفتن در گفت وگو فراهم می آورد. چنین آموزشــی شرط نخســت ســاختن جامعه ای انســانی است که در آن نیازی به خشونت و جنگ نباشد.

آخرین ویرایش ۱۳ مرداد ۱۴۰۴

( ۱ )