برای خسرو خورشیدی که زادروزش را به نام طراحی صحنه نامیدند
به نام پروردگار هنر و زیبایی
یادداشتی به مناسبت 5 آذر؛ تولد استاد خسرو خورشیدی و روز طراح صحنه
به قلم: رضا مهدی زاده، طراح و مدرس دانشگاه
در فضایی غرق در خلاقیت و شور، کلاسهای دانشکده سینما و تئاتر جایی بود که رویاهایمان، بال و پر میگرفتند. جایی که استاد خورشیدی، با نگاهی عمیق و دلسوز، دانشجویان را به سفری غنی از هنر راهنمایی میکرد. دستان هنرمند او با چرخشی روی کاغذ، طرح هایی بدیع و حیرت انگیز را به تصویر می کشید. پارچه هایی که در هم می آمیخت و نقش هایی بدیع را بر تن توری مرغی می نگاشت. مجسمه های پارچه ای با ظرافت و هنرمندی، به فیگورهایی نمایشی در می آمدند. گویی پارچه ها روح خود را به دست هنرمند می سپارند تا به شکلی تازه متولد شوند و بر میادین خیالی «بینوایان» و در کنار نیمکت پارکی «ماجرای باغ وحش» خودنمایی کنند.
استاد خورشیدی، با آثار ماندگارش چون «بینوایان»، «گوریل پشمالو» «بازی استریندبرگ»، «ملاقات با بانوی سالخورده» و ... دنیایی از غم و شادی، مبارزه و تسلیم، و انسانیت و بیرحمی را به تصویر کشید. در «بینوایان»، با داستانهایی از فقر و امید، روح انسانی را به محاکمه میکشید و درک تازهای از عشق و عدالت به مشتاقان هنر هدیه میداد. در «گوریل پشمالو» با نگاهی انتقادی، پیچیدگی دنیای معاصر را با زبانی دیداری روایت میکرد.
و اما «ملاقات بانوی سالخورده»، اثری ماندگار که با همراهی استاد سمندریان، انسان را در آینهای جادویی در گذر زمان به نمایش میگذاشت. داستانی از عشق و گناه، که بهگونهای استادانه انسان را به تأمل در جوهرهی خویش وامیداشت.
استاد در کوچهپسکوچههای تاریخ، در سریال «سربداران» همچون دریچهای به گذشتهای دور و پرحادثه، مخاطبان را به سفری شگفتانگیز میبرد. در این سفر جادویی تصویر و روایت، پرده از هنگامههایی پردرد و پرشور برمیدارد؛ هنگامی که مردان و زنانی با قلبهای سرشار از عشق به میهن و آزادی، در برابر سلطهگران به پا خاستهاند.
در حیاطهای باز و زیر طاقی های آشنا، انعکاس صدای گفتگوهایی که از عشقی پاک و آرزوهایی بزرگ حکایت دارند، همچنان در گوش زمان طنینانداز است. بازسازی بازارهای پررفتوآمد که درهمآمیختگی زندگی را با تمام شور و شوق آن دوران به نمایش میگذارد و گویی هنوز بانگ فروشندگان و زمزمه خریداران در میان پیچوتاب پنجرههای چوبی پر نقشونگار میپیچد. تماشای کاخها و قلعهها، با آن دیوارهای بلند و پنجرههای رازآمیز، بیننده را به سکوت وادار میکند تا بار دیگر حضور تاریخ را درک کند؛ تاریخی که با تمام فرازوفرودهایش، میراثی از شجاعت و ایستادگی به جا گذاشته است.
سربداران نه فقط روایتی از گذشته که گویا آیینهای است در برابر چشمان امیال بشری و چشمانی که هنوز زندهاند و نفسی پر از آرزو دارند و این طراحی صحنه، با تمام جزئیاتش، چشمان بیننده را از لالهزارهای خاطرهمند و دشتهای پر لاله گذر میدهد، بیآنکه لحظهای از حس خالص خود دور شود.
در امتداد خیابانهای خاطره بار تهران، کتاب «تهران آن روزگاران» همچون آینهای جادویی ما را به عمق زمان میبرد، به روزگاری که پایتخت، در دنیایی از تلفیق سنت و مدرنیته نفس میکشید. در این صفحات زنده، صدای پای زندگی در کوچههای سنگفرش و تار و پود داستانهای مردم شهر پیچیده است.
نقشهایی از بناهای تاریخی که همچون شاهدانی خاموش، شکوه روزگاران گذشته را به خاطر میآورند، در کنار کافه ها و بازارهایی که بساط فروشندگان دوره گرد و طعم خوش لبو و باقالی داغ در سرمای زمستان، هنوز در مشام تاریخ ماندهاند، ما را به سفری دلتنگانه میبرند. گذری از کنار رودخانهها و باغهایی که میوه و سایه سخاوتمندانه خود را به زندگی شهر نشینان هدیه میدادند.
و در کنار این تاریخ مصور، «اسکیسهای ماندگار از تماشاخانههای تهران» صحنههایی از دوران طلایی تئاتر را به نمایش میگذارد. طرحهایی از سالن های اجرا، جایی که جادوی نمایش و هنر خطوطی از زیباترین داستانهای انسانی را روایت میکنند. تصاویری که هر خط از آنها نشاندهنده عشق به هنر و تأمل در لذت نمایش است؛ آثاری که روایتگر صحنههایی هستند که قلبها را به تپش درمیآورد و روح را به چالش میکشاند. تماشاخانهها، مبدل به معابدی می شوند برای تجلی خلاقیت و گفتگوی خاموش بین هنر و تماشاگران.
این سند تصویری، یادآور می شود که تهران، با تمام دگرگونیها و نوآوریهایش، همچنان در حافظه و روح خود، تاریخچهای از هنر و زندگی را پنهان دارد؛ گنجینهای از رویاها و خاطرات که باید با دقت و احترام حفظ شوند. باشد که این روایتهای شاعرانه، ندایی از گذشته باشند که قلبهای مشتاق به فرهنگ و هنر را به دوران پرشکوه خود بازگردانند و همچنان الهامبخش خلاقیت و نوآوری در آینده باشند.
5 آذر روز تولد استاد خورشیدی ( این روز باید در خاطرات و حافظهها باقی بماند) نمادی است از زاده شدن نوری نو در عرصه هنر، کسانی که از او آموختند، همچون پرتوهایی از آن خورشید، به تابندگی و روشنی در راه هنر ادامه میدهند.
در آخر، روز طراح صحنه، که همراه با آثار استاد در سینما و تئاتر ماندگار شد، یادآور قدرت خیال و تجلای هنر در قالب صحنه و تصویر است؛ روزی که به ما یادآوری میکند که چگونه دنیای خیال و واقعیت در پرده نقرهای و صحنه تلاقی میجویند و جادوی هنر به اوج خود میرسد.
باشد که روح لطیف و خلاق ایشان، همچون چشمه ای زلال، همواره جاری و پویا باشد و با دستان هنرمند خود زیبایی را به جهان هدیه کند و این یادمان تقویمی و فرهنگی نه تنها به پاسداشت زحمات استاد خسرو خورشیدی، بلکه فرصتی برای تجلیل از تمامی فعالان و هنرمندان این حوزه باشد.
رضا مهدیزاده
جمعه دوم آذر سال یکهزار و چهارصدو سه خورشیدی
